میوه دلم محمد سبحان میوه دلم محمد سبحان ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 22 روز سن داره

میوه دل

پیشرفت های نفسم

سلام به روی ماه گل پسر مامی این روزا اینقدر شیطون شدی که بعضی اوقات تا مرز دیوانگی منو پیش می بری حتی یک لحظه نمیذاری خونه مرتب باشه و همیشه به بازار شام تبدیلش میکنی و من گاهی از دستت ناراحت میشم و دعوات میکنم و شما انگار نه انگار و بهم لبخند میزنی . تازگیا یاد گرفتی الکی گریه میکنی دستت رو میذاری رو چشاتو صدای گریه درمیاری تا نازتو بکشم و بعد میخندی . دایره لغاتت افزایش یافته و تقریبا هرچی ما بگیم رو تکرار میکنی مثلا : حمو : حموم              کلی : کلید جیش آب و بابا و ماما و ممه و جیجی و دد و هان و دید و جیز و توتو و .... رو هم که قبلا میگفتی ....
18 شهريور 1391

پیشرفت های نفسم

سلام به روی ماه گل پسر مامی این روزا اینقدر شیطون شدی که بعضی اوقات تا مرز دیوانگی منو پیش می بری حتی یک لحظه نمیذاری خونه مرتب باشه و همیشه به بازار شام تبدیلش میکنی و من گاهی از دستت ناراحت میشم و دعوات میکنم و شما انگار نه انگار وبهم لبخند میزنی . تازگیا یاد گرفتی الکی گریه میکنی دستت رو میذاری رو چشاتو صدای گریه درمیاری تا نازتو بکشم و بعد میخندی . دایره لغاتت افزایش یافته و تقریبا هرچی ما بگیم رو تکرار میکنیمثلا : حمو : حموم کلی : کلید جیش آب و بابا و ماما و ممه و جیجی و دد و هان و دید و جیز و توتو و.... رو هم که قبلا میگفتی . وقتی ازت می پرسیم گاوه چی میگه ؟ سریع میگی : مااااااااااا ( کشیده ) امروز وقتی من ...
18 شهريور 1391

نکته بینی سبحان

سلام گل قشنگم قربون حواس جمعت برم که ماشاالله شیطونی و باهوش چند روز پیش رفتیم یکم با ماشین تو خیابونها دور زنی و شما اطراف رو با کنجکاوی دید می زدی که یهو گفتی آبه من که فکر کردم آب می خوای خواستم بهت آب بدم که آب رو پس زدی و با دست به وسط میدون اشاره کردی و فواره های وسط رو که ازشون آب فوران میکرد رو بهم نشون دادی . قربونت برم ناز دلم بس که نکته بین و باهوشی ...
10 شهريور 1391

نکته بینی سبحان

سلام گل قشنگم قربون حواس جمعت برم که ماشاالله شیطونی و باهوش چند روز پیش رفتیم یکم با ماشین تو خیابونها دور زنی و شما اطراف رو با کنجکاوی دید می زدی که یهو گفتی آبه من که فکر کردم آب می خوای خواستم بهت آب بدم که آب رو پس زدی و با دست به وسط میدون اشاره کردی و فواره های وسط رو که ازشون آب فوران میکرد رو بهم نشون دادی . قربونت برم ناز دلم بس کهنکته بینو باهوشی ...
10 شهريور 1391

مروارید پنجم از صدف سبحان

سلام آرام جون مامی گل پسرم جونم برات بگه بلاخره دندون پنجمی از سمت چپ دهانت فک بالایی به بیرون سرک کشید و شادی منو صد چندان کرد . قربون دندونهای سفید کوچولوت بره مامانی عاااااااااااااااااااشقتم عسلم دووووووووووووووووستت دارم یه دنیا ...
10 شهريور 1391

مروارید پنجم از صدف سبحان

سلام آرام جون مامی گل پسرم جونم برات بگه بلاخره دندون پنجمی از سمت چپ دهانت فک بالایی به بیرون سرک کشید و شادی منو صد چندان کرد . قربون دندونهای سفید کوچولوت بره مامانی عاااااااااااااااااااشقتم عسلم دووووووووووووووووستت دارم یه دنیا ...
10 شهريور 1391

اولین درخواست سبحان از ما

سلام فرشته کوچولوی من چند شب پیش من و شما و بابایی رفتیم بازار و شما کلی ذوق داشتی و هرجا که پشت ویترین مغازه ها می ایستادیم شما تلاش میکردی وسایل پشت ویترین رو از این طرف شیشه بگیری و وقتی نمی تونستی می خندیدی تا اینکه رسیدیم به یک مغازه میوه فروشی و شما با دیدن اونجا با کلی ذوق و شوق دستاتو تکون دادی و به ما گفتی هنانه و از ما خواستی برات بخریم و اینقدر سروصدا کردی تا بلاخره برات خریدیم وقتی هم که سوار ماشین شدیم شما هی به هندوانه نگاه می کردی و می گفتی ممم هنانه و تا زمانیکه اومدیم خونه کارت همین بود .                     &nb...
7 شهريور 1391

اولین درخواست سبحان از ما

سلام فرشته کوچولوی من چند شب پیش من و شما و بابایی رفتیم بازار و شما کلی ذوق داشتی و هرجا که پشت ویترین مغازه ها می ایستادیم شما تلاش میکردی وسایل پشت ویترین رو از این طرف شیشه بگیریو وقتی نمی تونستی می خندیدی تا اینکه رسیدیم به یک مغازه میوه فروشی و شما با دیدن اونجا با کلی ذوق و شوق دستاتو تکون دادی و به ما گفتی هنانه و از ما خواستی برات بخریم و اینقدر سروصدا کردی تا بلاخره برات خریدیم وقتی هم که سوار ماشین شدیم شما هی به هندوانه نگاه می کردی و می گفتی ممم هنانه و تا زمانیکه اومدیم خونه کارت همین بود . عزیزترین موجود زندگیم دوستت دارم یه دنیا بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس بوووووووووووووووووووووووووو...
7 شهريور 1391

احساس مالکیت سبحان

سلام به روی ماه گل پسرم قربونت برم که تازگیا به وسایلات حس مالکیت پیدا کردی و می دونی که چی مال توئه مخصوصا پتو و متکات که از همه بیشتر دوستشون داری و هر وقت خوابت میاد میری روشون دراز می کشی و انگشتت رو می مکی . امروز برای اولین بار عمه جون متکات رو برداشته بود و زیر سر پسرش گذاشته بود که شما از اون طرف با عجله اومدی و سعی کردی متکات رو از زیر سرش بکشی بیرون و اینقدر سروصدا کردی که هم پسر عمه ات رو بیدار کردی و هم بلاخره متکات رو از زیر سرش کشیدی بیرون .                      فدای شیرین کاریهات برم عسلم ، دوستت دارم یه دنیا بوووووو...
4 شهريور 1391

احساس مالکیت سبحان

سلام به روی ماه گل پسرم قربونت برم که تازگیا به وسایلات حس مالکیت پیدا کردی و می دونی که چی مال توئه مخصوصا پتو و متکات که از همه بیشتر دوستشون داری و هر وقت خوابت میاد میری روشون دراز می کشی و انگشتت رو می مکی . امروز برای اولین بار عمه جون متکات رو برداشته بود و زیر سر پسرش گذاشته بود که شما از اون طرف با عجله اومدی و سعی کردی متکات رو از زیر سرش بکشی بیرون و اینقدر سروصدا کردی که هم پسر عمه ات رو بیدار کردی و هم بلاخره متکات رو از زیر سرش کشیدی بیرون . فدای شیرین کاریهات برم عسلم ، دوستت دارم یه دنیا بوووووووووووووووووس بووووووووووووووووس ...
4 شهريور 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به میوه دل می باشد